السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
700
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
و امثالش مىباشد . . . و اگر چنين باشد ، پس چرا ابنجوزى حديث مدينة العلم را كه در صحيح ترمذى نقل شده و - / چنان كه پيشتر آمد - / حكم به حسن بودن براى آن آمده است را به ساختگى بودن متّهم مىكند ؟ اين از موارد شتابزدگى و از مصاديق بىباكى ابنجوزى است همانگونهكه بزرگان پژوهشگر از متأخّرين ، او را چنين توصيف كردهاند . پس بر ابنجوزى لازم است كه از گفتهاش دربارهى حديث مدينة العلم توبه كند ، و همين سبب سقوط بيشتر و واضحتر تمسّك ابنتيميّه به سخن او مىگردد . و سپاس خداوند را كه بطلان حجّت و برهان اين ناصبى معاند را آشكار كرد . همچنين اين گفته ابنتيميه : « ابنجوزى آن را آورده و بيان كرده كه ديگر نقلهاى آن ساختگى است . » دروغ ديگرى است ؛ چون ابنجوزى تمام طرق حديث مدينة العلم را نياورده است ، بلكه تنها بعضى از آنها را آورده كه به ادّعاى خودش مىتوانسته در اسنادهايش خدشه وارد كند ، هر چند كه گفتههايش دربارهى آن طريقها هم نزد پژوهشگران پذيرفته نيست ، و از همينجاست كه به سخنان او در اين باره ايراد وارد كردهاند . قابل توجّه اينكه ابنجوزى اصلًا هيچ يك از ديگر طريقهاى صحيح اين حديث را كه در كتابهاى قابل اعتماد علماى حديث ، نقل شده است ، ذكر نكرده است . پس ، اين سخن ابنتيميّه كه « او توضيح داده است كه ديگر طريقهايش ساختگى است » گناهى صريح و دروغى فضاحتبار است . 3 - دربارهى اين گفته : و دروغ از خود متن آن شناخته مىشود اين گفتهى او : « چون اگر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شهر دانش بود و آن شهر را جز يك در نمىبود و از او جز يك نفر دانش را تبليغ نمىكرد ، امر اسلام فاسد مىشد » خرافهاى است كه بطلانش آشكار است . و هر كس ردّهاى ابنتيميّه بر اماميّه را ملاحظه كند ، مىيابد كه سرانجام اغلب سخنانش ويرانكردن مبانى دين اسلام و استوار و محكم نمودن افكار منكران نبوّت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم است ، و در پى نفاق بسيار و شدّت تكبّر